

" . . . اي فاطمه ! در بهشت شفيع من باش كه نزد خدا براي شفاعت نمودن ، جایگاه ویژه ای داری..."

10 ربيع الثاني ، سالروز رحلت كريمه ي اهل بيت ،
حضرت فاطمه معصومه (س)
تسليت باد .
چهارشنبه28 فروردین87
ساعت 11 صبح و مهدی همش غـُر میزد که :من میخوام کامپیوتر بازی کنم،حالا من چیکار کنم؟با کی بازی کنم؟؟
بهش گفتم مهدی جون
،بیا پسته ها رو مغز کنیم
تا برات شیرینی
پسته ای
بپزم .مهدی هم خنده ای سر داد(الهی قربونش برم) و قبول کرد
منم ظرف پسته رو آوردم و با کمک مهدی مشغول مغز کردن پسته ها شدیم...![]()
مهدی:مامان،ببین من چقدر راحت پسته پوست میکنم.![]()
من:آفرین پسر عزیزم.
مهدی:مامان،چون تو پیر شدی نمیتونی مثل من کار کنی.![]()
من:از کجا فهمیدی من پیر شدم؟؟
مهدی:خوب از مُدلِ پوست کردن ِ پسته ها.
من:دستت درد نکنه که اینقدر تحویلم می گیری.![]()
مهدی با لبخند ملیح همیشگی
:خواهش میکنم مامان.
خلاصه هر پسته ای که توسط مهدی مغز شد همراه این جمله که:"مامان چون تو پیر شدی "
در ظرف مغز پسته ها قرار گرفت.![]()
بعد هم که پسته ها تموم شد گفت:مامان چون تو پیر شدی ببین چقدر کمکت دادم.![]()
من:قربونت برم الهی مهربونِ من.
******
شما بودین می خندیدین یا عصبانی می شدین؟؟![]()
من که نتونستم جلوی خندمو بگیرم
.
دیشب وقتی خوابیده بود دیدم کف دستاش گرمتر از همیشه است.
گفتم:بمیرم الهی دستات داغه نکنه تب داری؟؟
مهدی دستشو رو پیشونیش گذاشت
و ادامه داد :وای مامان
ببین چه تبی ام دارم.
منم که ترسیدم و سریع دستمو رو پیشونیش گذاشتم دیدم داغ نیست
بهش گفتم :نه جانم
تو تب نداری
دستای من خیلی سرده![]()
فرا رسیدن میلاد با سعادت یازدهمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت امام حسن عسکری (ع) را به فرزند بزرگوارشان حضرت ولی عصر(عج)و تمامی شیعیان و شیفتگان آن حضرت بویژه شما گلچهرگان ایرانی تبریک و شاد باش عرض میکنم.![]()
**********
دوستان عزیز و مهربونم سلام![]()
![]()
امیدوارم حال همگی خوب باشه
و با سلامتی و دل خوش از هوای لطیف بهاری نهایت استفاده رو ببرید.
من که حسابی تنبلیم گل کرده
و دوست دارم همش در حال استراحت باشم
و این تنبلی باعث تأخیر در آپدیت وبلاگ ته تغاری میشه.
ته تغاری حالش خوبه و مثل همیشه مشغول شیطنت و کارهای وروجکیه ،
تنها چیزی که منو نگران کرده لاغر شدن ته تغاریه!!!
که نمیدونم چطور وادارش کنم غذا بخوره؟؟
اگه راهنمایی کنید ممنون می شم.
البته اینم بگم که وروجک خان بجز ماکارونی،
عدس پلو و سوپ هیچ غذایی رو نمی خوره
و ایرادهای ب*ن *ی*ا*س*ر*ا*ی*ی*ل*ی می گیره:این گوجه داره (نمیخوام)،وای مامان تو این غذا فلفل دلمه ای ریختی؟؟ (نمیخوام) ،فکر میکنی ندیدم وقتی پیاز رنده میکردی؟؟ (نمیخوام)
،علی مامان میخواد گولمون بزنه تو این غذا از این سبزا(لوبیا سبز) هست(نمیخوام)
و....بله دوستان عزیز مکافاتی دارم با این وروجک وقت غذا خوردن.
دوشنبه26 فروردین87
وقتیکه همه خوابیده بودند
و تمام لامپها خاموش بود مهدی با صدای آهسته: مامان،مامان؟؟
من:بله؟؟
مهدی:مامان،فردا جمهه(جمعه) است؟؟؟
من:نه ،برای چی انتظار جمعه رو میکشی؟؟![]()
مهدی: خدارو شکر که جمهه(جمعه)نیست،
آخه میخواستم ببینم مدرسه بازه؟؟؟![]()
من:برای تو چه فرقی میکنه؟؟تو که مدرسه نمیری.
مهدی:میدونم،میخواستم ببینم محمد خونه است یا میره مدرسه و منم با کامپیوترش بازی میکنم؟؟؟![]()
من:![]()
![]()
![]()
********
پ ن: ژاله عزیز ، مصفّا شدنت به صفای کعبه ،منوّر شدنت به نور مدینه،و معطّر شدنت به عطر بقیع گوارای وجودت باد.حجت مقبول و سعیت مشکور![]()
![]()
چو گلها سراپا نشاط و شوری ،
تولّدت مبارک ، تولّدت مبارک
بهار امیدی ، همه سروری، تولّدت مبارک ، تولّدت مبارک
گل من ! چشمِ دلم از تو روشن شکفتی زیباتر از گل به گلشن 
محمد صالح عزیزم![]()
۵ سال پیش مثل امشب با اومدنت عمه شدم![]()
![]()
امروز ۱۴ فروردین ماه تولد محمد صالح عزیزم است.
انشاء الله جشن تولد ۱۲۰ سالگیت رو در کنار عزیزانت جشن بگیری![]()
قربون چشمهای خوشگلت برم من![]()
محمد صالح عزیزم تولدت مبارک

چه لطیف است حس آغازی دوباره،
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...
و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!
و چه اندازه شیرین است امروز...
روز میلاد...
روز تو!
روزی که تو آغاز شدی!![]()
امروز دوازدهم فروردین ماه روز میلاد دایی علی
عزیزمونه
تولدت مبارک دایی جان
انشاءالله سایه تون مستدام باشه
و سالهای سال این روز قشنگ رو با هم جشن بگیریم.![]()
![]()
با آرزوی بهترینها برای شما دایی عزیز
و مهربون
از طرف:محمد -فاطمه- علی و مهدی ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()