تبليغاتX
Lilypie 6th to 18th PicLilypie 6th to 18th Ticker آقا مهــــــــــدی مـــــــــا
بچه ها و ا ن ت خ ا ب ا ت

بحث ان ت خ ا ب*ات اینجا هم داغه

دو شب پیش که مشغول دیدن مناظره بودیم علی و مهدی هم تو بالکن ایستاده بودند و ماشین هایی که از خیابون رد میشد رو نگاه میکردند و اظهار نظر میکردند ماشینها با عکس نامزدهای انتخاباتی (می ر ح س ین و اح م د ی ن ژاد)تزئین شده بود علی که طرفدار پر و پا قرص" م و س و ی "ِ و از بالکن وقتی ماشینی با عکس "م و س و ی" رد می شد با صدای بلند می گفت ای ولله، و مهدی  هم که بیطرفه فقط ابراز احساسات علی و مردم خیابون رو تماشا میکرد. بعد از چند لحظه مهدی اومد تو اتاق و رو به من میگه مامان تو و بابا میتونید رأی بدید؟گفتم بله .پرسید:خوب حالا به کی میخواهید رأی بدید؟ گفتم خوب معلومه دیگه :م ی ر حس ی ن م و س و ی .دیدم با خودش  میگه بیچاره "ر ض ا ی ی "اصلاً طرفدار نداره تا عکس بچسبونن رو ماشین و بوق بزنن و جیغ بزنن !!!

پرسیدم تو طرفدار ر ض ا ی ی هستی؟

گفت:نه بابا ،من فقط دلم براش سوخت ،من طرفدار خودم هستم!!!

بعد از تموم شدن برنامه مناظره بابا به مهدی : لامپها رو خاموش کن ،بگیر بخواب!!!

مهدی:بابا بگیر بخواب یعنی چی؟ چی رو بگیرم؟؟اینکه میگی اشتباهه بابا ،باید بگی مهدی لامپها رو خاموش کن و بخواب.

من :

 

نوشته شده توسط حدیثه در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 ساعت 8:36 | لینک ثابت |

 
<