

بحث ان ت خ ا ب*ات اینجا هم داغه
دو شب پیش که مشغول دیدن مناظره بودیم علی و مهدی هم تو بالکن ایستاده بودند و ماشین هایی که از خیابون رد میشد رو نگاه میکردند و اظهار نظر میکردند
ماشینها با عکس نامزدهای انتخاباتی (می ر ح س ین و اح م د ی ن ژاد)تزئین شده بود علی که طرفدار پر و پا قرص" م و س و ی "ِ و از بالکن وقتی ماشینی با عکس "م و س و ی" رد می شد با صدای بلند می گفت ای ولله
، و مهدی هم که بیطرفه فقط ابراز احساسات علی و مردم خیابون رو تماشا میکرد.
بعد از چند لحظه مهدی اومد تو اتاق و رو به من میگه مامان تو و بابا میتونید رأی بدید؟گفتم بله .پرسید:خوب حالا به کی میخواهید رأی بدید؟
گفتم خوب معلومه دیگه :م ی ر حس ی ن م و س و ی
.دیدم با خودش میگه بیچاره "ر ض ا ی ی "اصلاً طرفدار نداره تا عکس بچسبونن رو ماشین و بوق بزنن و جیغ بزنن !!!![]()
پرسیدم تو طرفدار ر ض ا ی ی هستی؟![]()
گفت:نه بابا ،
من فقط دلم براش سوخت
،من طرفدار خودم هستم!!!![]()
بعد از تموم شدن برنامه مناظره بابا به مهدی : لامپها رو خاموش کن ،بگیر بخواب!!!![]()
مهدی:بابا بگیر بخواب یعنی چی؟
چی رو بگیرم؟؟
اینکه میگی اشتباهه بابا ،باید بگی مهدی لامپها رو خاموش کن و بخواب.![]()
من :![]()
![]()