تبليغاتX
Lilypie 6th to 18th PicLilypie 6th to 18th Ticker آقا مهــــــــــدی مـــــــــا
ادامه بحث های شبانه ته تغاری

یکشنبه 2 تیر

 

طبق معمول بعد از خاموش شدن لامپهای خونه...

 

مهدی:مامان،بچه ها وقتی تو دلِ مامانشون هستند فقط استخوون دارن؟

من:نه ،گوشت و پوست هم دارن

مهدی:پس چه جوری تو دلِ مامانشون جا میشن؟

من: آخه بچه خیلی کوچولوهه ،بعدشم پاهاشو دستاش رو جمع کرده

مهدی: بدبخت (بچه) ،چقدر باید سختی بکشه!!!

من:الهی فدات بشم ،خوب دیگه خدا مواظبشه تا به اندازه ی کافی بزرگ بشه بعد بدنیا بیاد.

مهدی:وقتی بدنیا اومد ،میتونه هیچی بخوره؟

من:خوب معلومه ،فقط شیر مامانش.

مهدی: بعدش 5 سالش شد هم میتونه شیر بخوره؟(بچم خودشو میگفت که 5 سالشه)

من:نـــــــــــــه، از شیر مامانش ؟؟؟

مهدی: منظورم شیر پاکتی و پاستوریله(پاستوریزه) بود.

من:  مجید دلبندم اونکه تو میگی شیر پاستوریزه است نه پاستوریله!!!

بابا ی مهدی: حالا ایراد نگیر از بچم ،پاستوریزه و استریلیزه رو با هم قاطی کرده ،شد پاستوریله.

من:

مهدی:شیر گاو و شیر کیلویی که میتونه بخوره(بچه 5 ساله)

من:بله عزیز دلم میتونه و باید بخوره تا استخونهاش قوی بشه.

 

بحث اولش با من تموم شدو رفت سر جاش خوابید و بحث دوم رو با داداشش علی شروع کرد و منم صداشونو می شنیدم.

 

علی:مهدی من هر رنگی رو گفتم تو هر چیزی که به اون رنگه و یادت اومد خیلی سریع بگو (به اندازه ی یک-دو-سه )گفتنِ من فقط وقت داری.

مهدی:باشه

 

*****

علی: سیاه

مهدی:عزاداری

 

علی:قرمز

مهدی:خون

 

علی:آبی

مهدی:آسمون

 

علی:سفید

مهدی:شیر

 

علی:زرد

مهدی:آفتاب

 

علی:نارنجی

مهدی:آتیش

 

علی: رنگ و وارنگ

مهدی:رنگین کمون

 

علی:سبز

مهدی:زمین

 

توضیحات:حالا وقتی این بحث بینشون انجام میشد ،علی بعد از هر جوابی که مهدی میگفت ،بهش میگفت:آفرین درسته ، ولی برای رنگ سفید ،شیر رو قبول نکرد و گفت :ما شیر کاکائو هم داریم ،شیر موز هم داریم و برای رنگ سفید یا باید بگی ابر(که تو آسمونه)یا برف ،و مهدی هم میگفت :من منظورم شیر خالی بود که سفیده ،پس جـــر زنی نکن ،وقتی هم که رنگ سبز رو گفت زمین باز هم علی نپذیرفت و مهدی اینطور منظورشو توضیح داد:من منظورم زمین پارک بود که روش چمنه و چمن سبزه

 

 

*********

 

بازم تولد تولد

 

 

پ ن: امروز سوم تیر ماه سالروز تولد دوست عزیز و مهربونم زهرا جون ،مامان ریحانه دوست داشتنیه .این روز قشنگ که با شب میلاد بانوی دو عالم خانم فاطمه زهرا(س)مقارن شده است رو از طرف خودم و بچه هام به زهرا جون تبریک و شاد باش عرض میکنم .و از صمیم قلب از خداوند متعال برای این دوست عزیز و مهربون آرزوی سلامتی و طول عمر باعزت دارم .انشاءالله سالهای سال این روز قشنگ رو در کنار عزیزانتون جشن بگیرید و تندرست باشید و دلخوش با تقدیم هفت تا رز سرخ به زهرای عزیز

نوشته شده توسط حدیثه در دوشنبه سوم تیر 1387 ساعت 7:42 | لینک ثابت |