
![]() |
![]() |
|
|
دوستان عزیز و مهربانم سلام امیدوارم در این هوای مطبوع بهاری حال همگی خوب باشد و روز و روزگار بر وفق مراد. به لطف خدای بزرگ و متعال و دعای دوستان ما هم خوبیم. و اما ته تغاری و شیطنتهای کودکانه،مطابق معمول وروجک خان حاضر جواب ما مشغول آموزش در پیش دبستانی هستند و هنوز که هنوزه هر وقت برای برگشتن به خونه میرم دنبالش معلّم ازش شکایت داره که و مامان که بنده باشم بسی خجالت کشیدم **** چند روز پیش علی یه کتاب بخوانیم و بخندیم (ل ط ی ف ه) آورده بود خونه و برای مهدی با صدای بلند میخوند مهدی: مامان بذار برات ج و ک بگم. من:باشه بذار سریال تموم بشه بعد تعریف کن. مهدی: نه مامان ،الان حسش خوبه ،بعد که دیگه حسش خوب نیست. من:خوب تعریف کن مهدی: یه وار(بار) از یکی می پرسن خصوصیات شلوار کُردی رو بگو ؟میگه:زیبا ،جادار ،مطمهن (مطمئن) منم که مثلاً می خواستم خودمو قرص و محکم بگیرم مهدی هم که خوشش اومد دیگه به هر ترفندی بود مهدی خوب و خوش باشین |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 8:14 توسط حدیثه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مهدي آقاي ما در 31 اردیبهشت سال 1382 ساعت 11 شب در شهر قشنگ و تاریخی کرمان بدنیا اومد. با موهاي طلايي و شيرين كاريهاش يه عسليه ناز و دوست داشتنيه .اميدوارم بتونيم از خدا بخاطر اين هديه قشنگ و دوست داشتني كه به ما عنايت كرده به نحو احسن سپاسگزار باشيم و ازش مراقبت كرده و صالح و سالم به جامعه تحويل بديم تا هم خدا از ما راضي باشه و هم مفيد باشه براي وطنش و دينش انشاالله
|
| آرشیو موضوعی |
|
خواب و پرسش و پاسخ خاطرات مدرسه خاطرات |
|
RSS
|